مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

47

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - گويند وامّ كلثومش شمارند . گاهى حكايتى را زمره از مورّخان به امّ كلثوم نسبت دهند . آن وقت طبقهء ديگر به زينب منسوب دارند ، وطايفه ديگر به سكينه سلام اللّه عليهم منتهى دارند . اين تشتّت آرا وتفرق اخبار به درجه‌اى است كه بيننده را در بيداى حيرت ( 3 ) شتابنده دارد ، وآنچه اين بنده را به صواب نزديك‌تر است ، همان است كه بايد در اين قضية هايلهء يوم الطف از دختران أمير المؤمنين از بطن مطهر صدّيقه طاهره سلام اللّه عليها افزون از يك تن حضور نداشته است ، واز طرق اخبار چنان برمىآيد كه امّ كلثوم باشد ، وزينب كبرى آن حضرت است وأو ، امّ كلثوم كبرى است ، واگر امّ كلثوم ديگر بوده است كه أو را كبرى گفته‌اند ، از ديگر دخترهاى أمير المؤمنين بعد از زينب مهين‌تر بوده است . چنان كه آن حضرت را از ديگر زوجات مطهرات ، امّ كلثوم صغرى نيز بوده است . ونيز پاره‌اى مطالب است كه نسبت آن با آن مقامات زينب كبرى به آن حضرت بعيد مىنمايد . تواند بود به زينب صغرى كه از جمله بنات أمير المؤمنين صلوات اللّه عليهم مىباشد ، منسوب باشد . مثلا بعيد مىنمايد كه حضرت زينب كبرى كه عالمه غير معلّمه است ، بفرمايد : « من به خيمه اندر شدم ، باشد كه برادرم نداند من از بيرون خيمه به نظاره بودم . » يا از آن پس كه امام عليه السّلام أو را آن‌گونه به صبر وسكون امر فرمايد ، صيحه وفرياد برآورد . چه امام عليه السّلام كه عالم به همهء اشياست ، چگونه‌اش گمان برند كه بر اين امر آگاه نيست . يا خود حضرت زينب كه صدّيقه صغرى است ، چگونه در مقامي حاضر مىشود كه بر خلاف امر امام عليه السّلام باشد ويا امر امام را كه واجب فورى است ، چگونه‌اش جزو به جزو أطاعت واحتمال نكند . وهم‌چنين در مقام شهادت حضرت على أكبر سلام اللّه عليه مىنويسند : « زينب خود را بر زبر آن حضرت افكند ! » واگر امّ كلثوم خواهر بطني آن حضرت غير از وى بودى ، چگونه نامى از أو مذكور نشدى ؟ وانگهى با آن اخبار كه به امّ كلثوم منسوب مىدارند ، چگونه در چنين مقام در مراتب سوگوارى وتعزيت با زينب موافقت نكردى واگر كردى ، چگونه از وى نام نبردند ؟ أو نيز دختر أمير المؤمنين واز نسل سيدّ المرسلين وبا حضرت زينب سلام اللّه عليهم خواهر اعيانى ودر مقامات جلالت وسالخوردگى قريب به يكديگر وجزو ساير أهل بيت است كه در بيان أسامي آن‌ها چندان لزومى نرود . ديگر اين كه آن كلمات را كه در زير اين اخبار نيز در نسبت به مخاطبهء با امّ كلثوم نوشته‌اند ، در جاى ديگر نيز به زينب خاتون منسوب دارند وتواند بود افزون از يك مرتبه نبوده است ؛ لكن در پاره‌اى كتب به نام زينب ودر بعضي به نام امّ كلثوم مذكور داشته‌اند وبعد از آن ، ديگرى از حيثيت نام وكنيت در دياجير ( 4 ) شبهت افتاده ودو تن انگاشته وممكن است در پاره‌اى مقامات زينب صغرى باشد ؛ چنان كه از اين به بعد نيز در مقامات خود از پاره‌اى اخبار وأحوال بر توضيح وتلويح مقال افزوده آيد . ( 1 ) . [ شرح حال سكينه بنت أمير المؤمنين در جلد 11 آمده است ] . ( 2 ) . ظاهرا كلمه تصحيف شده و « لا تجيبني » بوده است ؛ يعنى : « پاسخم را نمىدهى . » ( 3 ) . بيداء : صحراى كوير وپهناور . ( 4 ) . دياجير ( جمع ديجور ) : ظلمات وتاريكى شديد . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السّلام ، 1 / 272 - 280